محاسبه ریسک و بازده

آیا شما فرد ریسک پذیری هستید؟ زمانی که در بازار سهام معامله می کنید، یکی از معدود ابزارهای اطمینان بخش شما محاسبه ریسک و بازده است.

جدال ریسک و بازده!

متاسفانه، بسیاری از سرمایه گذاران خرد که قصد سرمایه گذاری پول خود را دارند با زیان، کار خود را به پایان می برند. دلایل زیادی برای این اتفاق وجود دارد، اما یکی از آنها عدم توانایی اغلب سرمایه گذاران در مدیریت ریسک و سرمایه است.

ریسک و بازده یک اصطلاح رایج در ادبیات مالی است، اما این اصطلاح به چه معناست؟ به بیان ساده، سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه، دارای ریسک بالایی است و اگر شما بخواهید این ریسک را بپذیرید بایستی میزان بازده مورد انتطار قابل توجه و تا حدی باشد که انتظارات را برآورده کند.

اگر فردی که شما اعتماد کمی به او دارید تقاضای دریافت قرض 50 دلاری بکند با وعده بازپرداخت 60 دلار در موعد دوهفته ای، ممکن است این پیشنهاد ارزش ریسک را نداشته باشد، اما اگر این فرد بازپرداخت 100 دلار را به شما پیشنهاد دهد چه میکنید؟ ریسک از دست دادن 50 دلار در مقابل شانس کسب 100 دلار می تواند جذاب باشد!

نسبت بازده به ریسک در این مورد به 2 به 1 است که برای سرمایه گذاران حرفه ای نسبت قابل توجهی است. این نسبت به آنها اجازه می دهد که پول خود را دو برابر کنند. اگر فرد قرض گیرنده به شما 150 دلار پیشنهاد داده بود آنگاه این نسبت 3 به 1 می شد.

حالا بیایید از منظر بازار سهام این موضوع را بررسی کنیم. فرض کنید شما تحلیل های خود را انجام داده اید و سهم مورد نظر خود را انتخاب کردید. شما می دانید قیمت سهم XYZ که در حال حاضر در قیمت 25 دلار معامله می شود  حاصل یک نزول از قیمت 29 دلار در روزهای اخیر است. شما باور دارید که اگر در قیمت 25 دلار این سهم را بخرید در آینده ای نه چندان دور قیمت آن به قیمت قبلی 29 دلار خواهد رسید و شما می توانید سود کسب کنید. شما 500 دلار برای خرید در نطر گرفته اید، بنابراین میتوانید 20 سهم خریداری کنید. حال سوال این است، شما تحلیل های خود را انجام داده اید، اما آیا نسبت ریسک و بازده این سرمایه گذاری را می دانید؟ اگر شما مانند بیشتر سرمایه گزاران هستید پس احتمالا نمی دانید!

اما قبل از اینکه به چگونگی محاسبه ریسک و بازده این سرمایه گذاری بپردازیم به چه اطلاعات دیگری در مورد  نسبت ریسک و بازده نیاز داریم؟ نخست اینکه، هرچند کمی حرص و طمع در اکثر تصمیمات سرمایه گذاری دخیل است، اما نسبت ریسک و بازده کاملا یک مفهوم عینی است. این نسبت حاصل محاسبات است و اعداد هم هیچ گاه دروغ نمی گویند. دوم اینکه، هر فردی میزان ریسک پذیری مخصوص به خود را دارد. ممکن است شما از طرفداران بانجی جامپینک باشید و در مقابل فردی دیگر حتی با فکر کردن به آن دچار وحشت شود. نکته بعد اینکه محاسبات ریسک و بازده هیچ شاخصی از احتمال ارائه نمی دهد. اگر شما 500 دلار خود را به لاتاری تخصیص دهید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ از دیدگاه ریسک و بازده، ریسک 500 دلار در ازای کسب 1 میلیون دلار بسیار بهتر از سرمایه گذاری در بازار سهام است، اما از دیدگاه احتمالات انتخاب بسیار بدی است.

محاسبات

محاسبه ریسک و بازده بسیار ساده است. شما می توانید به سادگی با تقسیم سود خالص (بازده) بر مقدار حداکثر ریسک خود، این نسبت را به دست آورید. سهم XYZ را در نظر بگیرید، اگر بهای هر سهم شما تا 29 دلار بالا رود، سود شما به ازای هر سهم  4 دلار خواهد بود که در مجموع 20 سهم، 80 دلار  حاصل می شود. بنابراین با تقسیم 80 بر 500 دلاری که برای خرید سهام هزینه کردید نسبت ریسک و بازده 0.16 حاصل می شود. این بدین معناست که نسبت بازده به ریسک در این سرمایه گذاری 0.16  به 1 است. بیشتر سرمایه گذاران با یک نگاه به این نسبت، از این سرمایه گذاری منصرف می شوند، زیرا نسبت ریسک و بازده آن افتضاح است!

بیایید واقع بین باشیم!

تنها در صورتی که شما یک سرمایه گذار ناشی باشید ممکن است اندوخته 500 دلاری خود را به صفر برسانید. بنابراین میزان ریسک واقعی شما 500 دلار نخواهد بود. هر سرمایه گزار خبره ای یک حد زیان یا یک قیمت کمینه در سیر نزولی برای خود تعیین می کند. اگر شما قیمت بیشینه 29 دلار را برای فروش تعیین کردید ممکن است قیمت 20 را نیز برای کمینه فروش در نظر بگیرید. زمانی که قیمت سهم شما به آستانه 20 دلار برسد سهام خود را خواهید فروخت و در انتظار فرصت بعدی می نشینید.

حال که ما یک حد سود و حد زیان برای خود تعیین کردیم بنابراین اعداد ما کمی دچار تغییر می شود. سود جدید شما به میزان قبلی 80 دلار باقی می ماند اما ریسک شما حالا تنها 100 دلار است. نسبت  بازده به ریسک ما اکنون 0.8 به 1 خواهد بود.

حال اگر آستانه خود را به 23 دلار برسانیم چه می شود؟ 2 دلار به ازای هر سهم که می شود 40 دلار زیان در مجموع.، یعنی 80 به 40 یا نسبت 2 به 1 که قابل قبول است. برخی از سرمایه گذار ان دارایی خود را با نسبت کمتر از 4 به 1 سرمایه گذاری نمی کنند، اما نسبت 2 به 1 نیز نظر بیشتر آنها را جلب می کند. طبیعتا شما نیز باید نسبت ریسک و بازده قابل قبول خود را مشخص کنید.

توجه داشته باشید که جهت رسیدن به نسبت 2 به 1 ما عدد واقع در صورت کسر را تغییر نمی دهیم. زمانی که شما آستانه قیمت 29 دلار را در بررسی های خود تعیین می کنید، این قیمت بر اساس نجزیه و تحلیل های تکنیکال و بنیادی بوده است. حال اگر ما برای دست یافتن به نسبت قابل قبول صورت کسر را تغییر دهیم، خود را به جای تحلیل، دلخوش به امید کرده ایم. هر سرمایه گذار با تجربه می داند که اتکا به امید، زمانی اتفاق می افتدکه وی در وضعیت زیان باشد. جهت گیری محتاطانه در رابطه با ریسک همواره بهتر از رویکرد تهاجمی در کسب بازده است.نسبت ریسک و بازده همیشه واقع گرایانه و بیشتر محتاطانه محاسبه می شود.

اقدامات و گام های لازم برای محاسبات ریسک و بازده:

  1. انتخاب یک سهم با به کارگیری تحلیل های جامع.
  2. تعیین حد سود و حد ضرر برای سهم انتخاب شده بر اساس قیمت فعلی آن.
  3. محاسبه نسبت ریسک و بازده.
  4. اگر نسبت حاصل شده کمتر از آستانه قابل قبول شماست، در صورتی که سیستم شما اجازه می دهد حد ضرر را نقطه ورود نزدیک تر کنید.
  5. اگر نتوانستید به نسبت قابل قبول دست پیدا کنید فرصت معاملاتی دیگری را دنبال کنید.

 

سخن پایانی

در پایان، به یاد داشته باشید زمانی که شما سهمی را نگه داری می کنید، احتمالا اعداد قبلی تعیین شده با ادامه دادن تجزیه و تحلیل اطلاعات جدید تغییر می کند. در این صورت اگر نسبت ریسک و بازده شما، وارد محدوده نامطلوب شد، ترسی از خارج شدن از این سرمایه گذاری نداشته باشید. هیچ گاه خود را در شرایطی که نسبت ریسک و بازده در بازه نامطلوب است قرار ندهید.

بدون دیدگاه

نظری ارسال کنید